الان ساعت ۰۰ روز شنبه است. فردا بابا میره ماموریت و بعدش میره دیدن برادرش در بلاد خارجه و ان شالله چهارشنبه برمیگرده و این یعنی روز پدر نیست... :)))
مادر هم به علت ریزش سقف خونه مادربزرگ در خونه ایشون به سر میبرن و نیستن.
برادر کوچیکه هم دیروز تولدش بود ، تولد ۲۲ سالگی اما تولدی به عت نبود مادر و برادر بزرگتر نداشتیم.
فعلا من هستم خدا رو شکر... میرم سر کار.. خانه داری .. شام چی بپزم و این حرفا ...
برچسب:
نویسنده: نگار قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: نگار قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: نگار قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: نگار قاسمیپور