خرید بک لینک

الان ساعت ۰۰ روز شنبه است. فردا بابا میره ماموریت و بعدش میره دیدن برادرش در بلاد خارجه و ان شالله چهارشنبه برمیگرده و این یعنی روز پدر نیست... :))) 

مادر هم به علت ریزش سقف خونه مادربزرگ در خونه ایشون به سر میبرن و نیستن. 

برادر کوچیکه هم  دیروز تولدش بود ، تولد ۲۲ سالگی اما تولدی به عت نبود مادر و برادر بزرگتر نداشتیم.


فعلا من هستم خدا رو شکر... میرم سر کار.. خانه داری .. شام چی بپزم و این حرفا ...


برچسب: نویسنده: نگار قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1396 ساعت: 7:21

حرفها و دیدارهای عیدو تو ذهنم مرور میکنم، بعضی حرفها و تصویرها نباید از ذهنت پاک بشه به خاطر خوبی و اثرگذاریشون.دیروز عمه و شوهر عمه دختر عمه و شوهرش از مهمانهامون بودن. یه جا بحث کمک کردن و اینا شد و شوهر عمه شروع کرد به تعریف خاطره ای در مورد شریک شدن آقایی با حضرت ابوالفضل (ع) و کمکی که بابت عهدی

برچسب: نویسنده: نگار قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 17:48

امروز سیزده به در است و ما در خانه ایم. مامان هم آش درست کرده برامون و سکنجبین. حیف صد حیف که من از خوردن کاهو منع شدم ولی فکر نمیکنم دو سه تا برگشو خوردن مشکلی ایجاد کنه . نم نم بارونم داره میاد و طبیعت زیباییهاشو داره به رخ میکشه.از فردا هم زندگی به روال عادی بر میگرده  و اما روز پدر و ت

برچسب: نویسنده: نگار قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 17:48

یک هفته از سال ۹۶ گذشت.. این سالم چشم بر هم زدنی تموم خواهد شد. و معلوم نیست این گردش گردون چه چیزی برامون در نظر گرفته.خوب الان تازه از مسافرت برگشتیم.. روز سی اسفند رفتیم خونه عمه ها و مادربزرگ پدری و روز اول هم رفتیم خونه مادربزرگ مادری.. کلی قوم و خویش دیدم از دور و نزدیک خیلی خوب بودر

برچسب: نویسنده: نگار قاسمی‌پور تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 11:53

صفحه بندی